اگر انسان وارسته شد می تواند الگوى ديگر انسانها قرار گيرد. اگر مرد باشد الگوى مردم است نه مردان، و اگر زن باشد باز الگوى مردم است نه زنان. اين مطلب را قرآن كريم به صورت صريح روشن كرده و چهار زن را به عنوان زن نمونه (دو نمونه خوب و دو نمونه بد) ذكر می كند.
قرآن كريم از مريم عليهاالسلام به عنوان صديقه ياد كرده است كه اين مبالغه در تصديق است. بدين معنا كه نه تنها مصدقه، صادق و صديق است بلكه صديق است.
صديقين گروهى هستند كه با انبيا و صالحين و شهدا همراه و هم قافله اند. اينان قافله سالار كوى الهي اند. افراد عادى چه زن و چه مرد در نماز و نيايشها و عباداتشان از ذات اقدس اله مسالت می كنند.
گاهى خداوند می گويد راه راست را به شما نشان می دهم و زمانى براى تشويق می فرمايد: توفيق سلوك در راهى را كه انبيا رفته اند به شما عطا می كنم و زمانى بالاتر از اين را نويد می دهد و می فرمايد: شما را با همراهان و همسفران و قافله سالارانى چون انبيا و صديقين و شهدا و صالحين همراه می كنم. يكى از صديقين مريم عليهاالسلام است. كه همراهى با او اختصاصى به زنها ندارد تا زنها بگويند خدايا راه مريم را به ما ارائه بده بلكه همه نمازگزاران از خداوند راه صديقين را می طلبند كه مريم هم جزو صديقين است.
در فرهنگ وحى از زن به عظمت ياد شده و اختصاصى به قرآن ندارد بلكه در انجيل، تورات و صُحف خليل الله نيز مطرح بوده است. با فرشتگان تكلم نمودن و بشارت آنها را دريافت كردن، سخن خويش را با آنها در ميان گذاشتن، و سخن آنان را شنيدن، اينها همه مواردى است كه زن نيز همانند مرد در همه اين صحنه ها سهيم بوده و اگر پدر پيامبرى، با ملائكه سخن میگويد، مادر پيامبر نيز، با آنها گفتگو دارد.


